ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
مقدمهء مصحح 31
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
قدم گذاشت . سى روز و سى شب در مكه به زيارت و احياء مشغول بود . از آنجا پس از ده روز به مدينه رسيد و يك هفته در آنجا ماند . شب جمعهء هفدهم محرم احياء گرفت و صبح از آن روضهء مطهر بيرون آمد و به راه نجد قدم گذاشت . وادى به وادى طى كرد تا به ديار ليلى و مجنون رسيد . از آنجا به بصره و از بصره به بندر ريگ آمد و سه روز و چهار شب اين راه دريائى را پيمود . از بندر ريگ به راه دشتستان افتاد و چند كتل را طى كرد و به كازرون رسيد . از كازرون به شيراز وارد شد . از شيراز به كرمان و از راه كتل سرخ به موضع سرخ ، از آنجا به بم و از راه بيابان گرگ به سيستان مراجعت كرد و روز دهم جمادى الاولى سال 1018 به سيستان رسيد و مدت هجده ماه در مسجدى كه خود در باغ مؤمنآباد ساخته بود گوشهنشينى اختيار كرد . « 1 » پانزدهم رجب سال 1018 موافق تخاقوىئيل ملك شاه حسين به اصرار ملك جلال - الدين محمود در سفرى كه براى تعيين باج و خراج مكران بدانجا مىرفت با او همراه شد . ملك شاه حسين به اكراه با او همراهى كرد ، زيرا در اين ايام بيشتر به گوشهنشينى و كنارهگيرى ميل داشت . از راه لادز به دزك رفتند و پس از جنگ با مير محمد مير مكران ، ملك شاه حسين ميانجى شد و باجوخراج مكران را به يك هزار تومان رساند . ملك جلال الدين محمود به اين مقدار راضى نشد و دوباره به جنگ پرداخت . روز جمعهء بيست و هفتم رجب براى بار دوم به قلعه رفت و قرار مصالحه گذاشت . پس از بيرونآمدن از قلعه همان ساعت حركت كرد و به خاش آمد . چند روز در خاش بماند و به سرحد عليا آمد . چند روز در آنجا به سير و شكار مشغول شد . بالاخره از سرحد خود را به راشكك رسانيد . « 2 » بيست و هفتم شعبان سال 1018 ، از سيستان به فراه رفت و اسمعيل خان افشار حاكم آنجا از او استقبال نمود و او را به قلعهء فراه برد و در منزل مصطفى بيك نجم ثانى جاى داد . هنگامى كه در فراه مشغول نسق املاك پدرى و املاك ملك جلال الدين فراهى بود ، نامهاى از ملك جلال الدين محمود رسيد كه ما به موضع پلاسى آمدهايم تا وسايل سفر شما را به عراق و دربار پادشاه ايران مهيا كنيم . ملك شاه حسين كارها را از دست گذاشت و به سيستان آمد و در قريهء پلاسى در منزل ابو الفتح ميرزا به خدمت ملك جلال الدين محمود رسيد . از همان ملاقات و برخورد اول دريافت كه نوشتن نامه و خواستن او به پلاسى طرح و نقشهء معاندان و حاسدان بوده است . از آنجا به زيارتگاه آمد و گرفتار تب و لرز شديد شد كه مدت شش ماه به طول انجاميد . بالاخره ملك شاه حسين از مخالفت مخالفان و بىتوجهى ملك جلال الدين محمود نسبت به خود ، آزردهخاطر شد و تصميم گرفت با اهل و عيال از سيستان خارج شود و به خراسان رود . سرانجام روز دهم شهر ربيع الاول سال 1019 ، از منزل باغ مؤمنآباد به جالق آمد . سه روز در جالق ماند . نماز عصر از جالق بيرون آمد و از هيرمند گذشت و در قريهء بنجار به منزل مير نظام وارد شد و سه روز آنجا ماند . از آنجا به گزبار رفت و سه روز هم
--> ( 1 ) - احياء الملوك صفحات 187 و 411 و 478 . ( 2 ) - احياء الملوك ص 412 .